خب امروز بالاخره انتظار تموم شد
و راه افتادیم سمت شمال
با وجود اینکه فوق العاده پر حرفم
ولی وقتی تو ماشین میشینم روزه سکوت میگیرم
اصلا دلم ب حرف زدن نمیره
دلم میخواد فقط بیرونو نگاه کنم
تو راه ی حا کنار ی رودخونه توقف کردیم واسه صبحونه
البته اسمن واسه صبحونه بود وگرنه منو باری و ستی کلا عکس مینداختیم
با ژستای مختلف
منم ک کلا شیطونم و نمیتونم ی جا بمونم
هی از سنگا میرفتم بالا
از درختا میرفتم بالا
اویزونشون میشدم و...
ی پل شکسته درب و داغونم با ی سری ات و اشغال درست کرده بودن
پدر جان کفته بودن از رو اون رد نشید
ولی خب من کلا حرف تو گوشم نمیره برای همین اومدم از پله رد شم ک تو لحظه۹۰
حس کردم ی پام زیرش خالی شد و زارتتتتتتت
ی پام تا زانو فرو رفت تو اب و اون وسط گیر کرد:/
پدر و جانم فهمید و...بگذریم:|
دوباره را افتادیم
رسیدیم ب تونلا
بعد تونلاش یکم زیادی تاریک بودن
بلند پرسیدم چرا این دفعه تونلاش انقدر تاریکن هیچی پیدا نیست
باری:چون عینک زدی خواعرم:/نخبه کی بودی تو؟
من:مملکت
اینم اولین سوتی امروزم بود...
خلاصه رفتیم و رسیدیم و ی سوییت گرفتیم
من و باران رفتیم سراغ تاب بازی(واقعا از قد و سن و سالم خجالت نمیکشم...چیه خب من عاشق تاب بازیم)و رو تاب هم کتاب نحسی ستاره های بخت مارو خوندم(هرچند قبلا فیلمشو دیدم ولی کتابش ی چیز دیگس)
خلاصع
ی چند دست کوییز بازی کردم و...
خواستیم بریم لب دریا
ک کاشف ب عمل اومد من لباس بر نداشتم:/
اینم سوتی دومم
منم ک قطعا از تو اب رفتن نمیگذشتم(فک کن ی درصد)
با همون شلوار لی و ی سارافون طوسی رنگ ک برداشته بودم رفتم تو اب
حجاب اسلامی هم ک کلا بیخیال
چی چیه این شال دست و پاگیر
دو سه بارم گشت دم ساحل گیر دادن بم ولی تا میومدن چیزی بگن شالو میکشیدم رو سرم
بعد ک میرفتن مینداختمش رو شونه هام
خلاصه
کلی هم اب بازی کردم و با باری و ستی شوخی خرکی کردیم
اونقدر ک وقتی از اب اومدم بیرون عین لش ها شده بودم
منگ بودم و تعادل نداشتم
تازه ی پسر بچه رو هم دیدیم ک تو اب داشت زور میزد و فکر کنم کار خرابی میکرد(لاقل یکم نا محسوس تر کارتو میکردی پسر جان-___-)
چقدرم اب دریا رفت تو حلقم(عققققق یعنی الان تو معده من ی ماده مخلوط با دسشویی بچه و ادرار ماهیه؟؟؟عققققققققققققق)
خلاصه برگشتیم
و من کارتون سینگ رو دیدمD:
(اره من با این سن ام هنوز کارتون میبینم)
بعدشم ساعت۱۲شب برگشتیم و شام خوردیم
#روز اولD:
24(تولدت مبارک عشق من)...ما را در سایت 24(تولدت مبارک عشق من) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 207